نسبت به دفعه قبلی که نوشتم نزدیک 2 ماه میگذره، تو این مدت اتفاقای خوبی برام افتاد
یکیش تموم شدن پایان نامه و دفاع کردن بود. انگار یه باری از روی دوشام برداشته شد و سبک شدم
اونیکیش هم اینه با یه دختری آشنا شدم و بودن باهاش برام حس آرامشی رو داره که تاحالا تجربه نکردم
دست و دلم به نوشتن بیشتر از این نمیره چون خستم و سرکارم
بعدا بیشتر مینویسم
برچسب: شهریور,
نویسنده: پویا جعفری
همونطور که قبلا گفتم تو نوشتن خاطرات همیشه شکست خوردم بریم سر اصل مطلب
تو این مدت بالاخره تونستم پایان نامه رو به یه جایی برسونم و اجازه دفاع بگیرم خودش باعث خوشحالیه
دوم اینکه تو این چند وقت از نظر روحی تونستم از اون اتفاق بگذرم و طبق معمول زمان ثابت کرد که دردا با گذشت زمان سختیشون کم میشه
تا روز دفاع باید رو بهبود نتایچم کار کنم و پایان نامه رو یکم بهتر کنم و در کنارش هم تو شرکتمون کار میکنم
تا نوشته بعدی فعلا
برچسب:
نویسنده: پویا جعفری
از امروز تصمیم گرفتم که خاطرات روزانمو ناشناس منتشر کنم بیشتر برای خودم
برچسب:
نویسنده: پویا جعفری
تا حالا نتونستم خاطرات بنویسم چندبار تلاش کردم اما بی فایده بوده بعد از چند روز بیخیالش میشدم نمیدونم چرا معمولا کارا رو نمیه کاره رها میکنم
بگذریم الان یکم خوشحالم بخاطر اینه که تو پایان نامم یکم پیشرفت داشتم هنوز کار خاصی نکردم اما باید همین موفقیت های کوچیک رو هم براش خوشحال بود این چند روزه بی حوصله بودم هرچند این اولین بار نیست اینجور میشم
امیدوارم این پایان نامه زودتر تموم بشه
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: پویا جعفری
برچسب:
نویسنده: پویا جعفری
برچسب:
نویسنده: پویا جعفری